خبر نامه ولوله در شهر

رای شروع یا قطع اشتراکتان در خبرنامه سایت، آدرس ایمیل خود را در ذیل وارد کنید.

همزمانی محتوا

شبکه های اجتماعی

برگرفته از: https://iranwire.com/fa/features/22566

 
حداد جونیور و نفرت از بهایی ها
«فریدالدین حدادعادل»، بزرگ‌ترین فرزند «غلامعلی حدادعادل»)رییس فرهنگستان زبان و ادب فارسی ایران و عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی ایران(، چهره خبرساز توییتر شد. او که ریيس مدرسه «فرهنگ» است، دو روزِ پیش از کاربران توییتر خواست اگر دانش‌آموز نخبه علوم انسانی که شرایط مناسب تحصیلی ندارند را می شناسند، معرفی کنند تا در مدرسه فرهنگ ثبت نام شوند. 
یک کاربر از او پرسید که این موضوع شامل مناطق محروم و بهاییان هم می شود؟ فریدالدین حدادعادل نوشت در منطقه محرومی چون سیستان شعبه داریم ولی بهایی هرگز: «این‌قدر هنوز حقیر نشدیم که به خدام ملکه سرویس بدیم! چطور بخودتون جرات پرسیدن چنین سوالی دادین؟»
او در توییت دیگری درباره علت مخالفت با پذیرش بهاییان نوشت: «کودک معصوم رشد کرد، مدرسه رفت، به دین و کشور و انقلاب لطمه زد و من و همکارانم با حسرت نگاه کنیم و غصه بخوریم!»
مخالفت با ثبت نام بهاییان، یک واکنش توییتری نیست، سابقه ای بیش از سه دهه دارد. از نخستین روزهای پس از انقلاب، اساتید بهایی جزو نخستین گروه های اخراج شده از دانشگاه ها بودند. از سال ۶۲، دانشجویان بهایی هم از تحصیل محروم شدند. این رویکرد در مصوبه بهمن ۶۹ «شورای عالی انقلاب فرهنگی» به صورت یک قانون درآمد: «در دانشگاه ها، چه در ورود و چه در حین تحصیل، چنان‎چه احراز شد بهایی هستند، از دانشگاه محروم شوند.»
بهاییان اخراج شده از دانشگاه، در سال ۶۶ موسسه آموزش عالی مجازی(BIHE) را برای آموزش جوانان بهایی راه اندازی کردند ولی حکومت جمهوری اسلامی با وجود برخورد نرم اولیه، از سال ۷۷ سیاست تندی را علیه این اقدام فرهنگی آن ها پیش گرفت. در این سال، ماموران به منزل صدها بهایی مرتبط با این موسسه حمله بردند و اقدام به بازداشت آن ها و مصادره اموال آموزشی و کمک آموزشی دانشگاه مجازی کردند. از آن دوران تاکنون، فعالیت این موسسه با محدودیت های بسیاری مواجه شده و جوانان بهایی که به دلایل اعتقادی از ورود به دانشگاه های سراسری محروم و یا اخراج می شوند، با بحران تحصیل روبه رو هستند.
از سال ۹۵، کمپین «آموزش جرم نیست» برای اطلاع رسانی درباره وضعیت بهاییان در ایران و مبارزه با تبعیض آموزشی برای آن ها تشکیل شده اما روند اخراج دانشجویان بهایی در دولت حسن روحانی نیز با تغییر خاصی مواجه نشده است. در طول پنج سال گذشته، حداقل ۳۰ دانشجوی بهایی اخراج و هزاران نفر از ورود به دانشگاه محروم شده اند.
دین حقیقی و مقام و لزوم و مقصود از آن
 
اگرچه در طول تاریخ تحریفات و تعصبّات و پیشداوری ها و منازعات رهبران دینی روح حقیقی ادیان را آلوده و آزرده است و ادیان را سبب جنگ ها و نزاع های بیهوده و خانمانسوز کرده است، ولی شاید هیچ گاه به اندازۀ امروز خطرات ناشی از این آلودگی حیات بشر را با تهدید جدّی رو به رو نکرده باشد.
 
حضرت بهاءالله شارع و بنیانگذار دیانت بهائی، که امسال دویستمین سالگرد ولادت حضرتشان است، تبعید و زندان و بلایای بی شماری را در طول 49 سال تحمّل کردند تا دین حقیقی و مقام و لزوم و مقصود از آن را برای رهبران دینی و همچنین پیروان ادیان و نیز دانشمندان و رهبران فکری و نیز سیاسیون و صاحبان قدرت و همچنین همۀ مردم جهان روشن سازند و تیرگی و سیاهی خرافات و تعصّبات و جهل و تقالید را از چهرۀ دین حقیقی بزدایند تا در اثر آن دنیا به صلح و وحدت عالم انسانی دست یابد.
 
آثار و کتب دیانت بهائی مملو است از تعریف دین حقیقی و تفاوت آن با خرافات و تقالید و تعصبّات و جهل و جنگ و جدال، و بیان مقام و لزوم و مقصود از دین. این تعریف از دین چنان بدیع است که قادر است انسان عصر حاضر را از ناپختگی و غفلت کودکی گذشته بیدار نماید و به عصر بلوغ خود وارد کند. از آنجا که این امر مهم در قلب گفتمان های ضروری عصر ما قرار دارد، به ضمیمه سه سند و مطلب مهمّ در این خصوص را تقدیم عزیزان خواننده می کند و تقاضا دارد در آن تعمّق فرمایند تا بلکه جهانیان بتوانیم دست در دست هم آتش تعصبّات و خرافات و تقالید و تروریسم مذهبی و نزاع های دینی را بتدریج فرونشانیم و به صلح و رفاه حقیقی همۀ انسان ها و وحدت عالم انسانی دست یابیم.
 
حضرت عبدالبهاء جانشین و مبیِّن منصوص حضرت بهاءالله حقیقت فوق را که حاکی از فصلی جدید در حیات بشر بر کرۀ خاکی است، فصلی که در آن همۀ انسان ها به معنی حقیقی واحدند و حقیقت دین الهی نیز یکی بیش نیست، چنین تبیین می فرمایند:
 
«... فهم تعالیم جَمالِ مبارک [حضرت بهاءالله] خیلی مشکل است. به ظاهر چنین به نظر می آید که فهمش سهل است ولکن وقتی که تشریح شود آن وقت معلوم می شود که فهمیده نشده است. در اواخر ایّام جمال مبارک، مثلاً این عبارت "ای اهل عالم همه بار یک دارید و برگ یک شاخسار" را همه می خواندند و گمان می کردند که فهمیده اند، تا آن که در آمریکا در صحبت تشریح شد. آن وقت واضح شد که تا به حال هیچ کس ملتفت معنای آن بیان مبارک نمی شد. در دوره های سابق همه اش دو شجره بیان شده است، یکی شجرۀ طیّبه و یکی شجرۀ خبیثه. چنان که در قرآن می فرماید مَثلها کَشجَرةٍ طیّبةٍ اَصلُها فِی الارضِ وَ فَرعُها فِی السّماءِ، و در [کتاب] بیان، شجرۀ نفی و شجرۀ اثبات می فرماید و جمیع بیان مملوّ از این بیان است، نفوسی که در ظلّ امر می آیند از شجرۀ اثباتند و نفوسی که نیستند از شجرۀ نفی اند. جمال مبارک اینها را برداشته و یک شجره اش کردند، هیچ کس ملتفت نشد. می فرماید "همه بار یک دارید و برگ یک شاخسار" تا این بیان سبب اتّحاد ملل ارض شود، بکلّی جدائی و بیگانگی از میان خلق خدا برافتد....»
 
 
وجوهی از مبانی حقوق بشر و آزادی عقیده و وجدان در دیانت بهائی
 
در عالم ادیان، دیانت بهائی در موضوع حقوق بشر و آزادی عقیده و وجدان دارای تعالیم بدیعی است. در ذیل وجوهی از مبانی آن را، از آثار حضرت بهاءالله و حضرت عبدالبهاء و حضرت ولی امرُالله و بیت العدل اعظم تقدیم می نماید. *
 
پر روح و ریحان باشید
ولوله در شهر
 
از آثار حضرت بهاءالله:   
 
- «آن كه پنهان بود آمده و خوب آمده؛ بر یك دستش آب زندگانی و بر دست دیگر فرمان آزادی.» (۱)
- «جمیع بلایا و رَزایا نظر به آن حمل شده که جمیعِ ناس به طِرازِ اخلاقِ رحمانیّه و صفاتِ ملکوتیّه مزیّن شوند. و تا احبّای الهی [بهائیان] از این کأس نیاشامند قادر بر اِسقایِ [نوشانیدن] دیگران نخواهند بود، باید اوّل خود بنوشند و بعد بنوشانند. لازال مقصودِ حقّ جَلَّ جَلالُه از ارسالِ رُسُل و تنزیلِ کتب و قوانینِ مُتقَنه و شرایع مُتشرّعه اموری چند بوده و از جملۀ آن حفظِ نفوس و حفظِ حقوق نفوس بوده و این منوط به ظهورِ امانت است فیما بین ناس. وصیّت کن احبّای الهی را که به کمال امانت و دیانت و ماذُکِرَ مِن قبل بین ناس رفتار نمایند. هر نفسی که به این شرایط مزیّن است به حقّ منسوب و از حقّ محسوب و مِن دون آن أبداً مقبول نبوده و نیست.» (۲)
 
- «ابداً نفْسی  تعرّض به نفْسی ننماید و بر مُحاربه قیام نکندشأن اهلِ حقّ خضوع و خشوع و اخلاقِ حَمیده بوده و خواهد بود.» (۳)
 
- «کلّ عباد را به نصائحِ مُشفقانه نصیحت نمودیم که احدیمُتعرّضِ احدی نشود و نفسی با نفسی مُجادله ننماید.» (۴)
- «رجالِ بیتِ عدلِ الهی [مرکز جهانی بهائی، بیت العدل اعظم] باید در لیالی و ایّام به آنچه از افقِ سَماءِ قَلمِ اَعلی [منظور از قلم حضرت بهاءالله است] در تربیتِ عِباد و تعمیرِ بِلاد و حفظ نفوس و صیانت ناموس، اشراق نموده ناظر باشند.» (۵)
 
- «انسان چون به مقام بلوغ فائز شد باید تفحّص نماید و مُتوکّلاً عَلی الله و مُقدّساً عَنِ الحُبّ و البُغض [در حالت توکّل بر خدا و پاک و عاری از حبّ و بغض] در امری که عباد به آن مُتمسّکند تفکّر کند و به سمع و بصر خود بشنود و ببیند چه اگر به بصر غیر ملاحظه نماید از مشاهدۀ تجلّیّاتِ انوارِ نَیِّرِ عرفانِ الهی محروم ماند.» (۶)
 
- «دارُالتّعلیم [مدرسه] باید در ابتدا اولاد را به شرایطِ دین تعلیم دهد تا وَعد و وَعیدِ مَذکور در کتبِ الهی ایشان را از مَناهی منع نماید و به طِرازِ اَوامِر مُزیّن دارد ولکن به قدری که به تعصّب[پافشاری و جانبداری جاهلانه] و حَمیّتِ [نخوت و تعصّب] جاهلیه منجر و منتهی نگردد.» (۷)
 
از آثار حضرت عبدالبهاء:
 
- «وجدانِ انسانی مقدّس و محترم است و آزادگی آن باعثِ اِتساعِ افكار و تعدیلِ اخلاق و اطوار و اكتشافِ اَسرارِ خلقت و ظهورِ حقایقِ مكنونۀ عالمِ امكان است. و دیگر آن که مسئولیّتِ وجدان که از خصائصِ دل و جان است اگر در این جهان واقع گردد دیگر چه کیفری از برای بشر در روزِ حَشرِ اَکبر در دیوانِ عدلِ الهی باقی ماند. ضَمائر و افکار در حیطۀ احاطۀ مالِکُ المُلوک است نه مَملوک، و جان و وجدان بین اِصبَعَیِ [دو انگشتِ] تقلیبِ رَبِّ قلوب است نه مَملوک. لذا دو نفس در عالمِ وجود هم افکار در جمیعِ مراتب و عقاید موجود نه. «الطُّرُقُ اِلَی اللهِ بِعَدَدِ اَنفاسِ الخَلائق» [راه ها به سوی خدا به تعداد انفاس خلایق است] از حقایق این معانی است وَ «لِکُلٍّ جَعَلنا مَنسَکاً» [برای هر کسی راه و روش عبادتی قرار دادیم] از دقائقِ قرانی.» (۸)
 
- «خارج از قوّۀ انسان است که بتواند به تعرّض و اعتراض تبدیل ضمائر و وجدان نماید و یا دخلی در عقاید احدی کند. در کشورِ وجدان جز پرتوِ انوارِ رَحمان حکم نتواند و بر سَریرِ قلوب جز قوّۀ نافذۀ مالکُ المُلوک حاکم نشاید. این است که هر قوّه را مُعطّل و مُعوّق توان نمود جز فکر و اندیشه را که جز انسان بِنَفسه منعِ اندیشۀ خویش نتواند و سدِّ هَواء و ضَمائرِ خود ننماید.» (۹)
 
- «به وجدان نفْسی تعرّض ننمائیم واعتراض روا نداریم.» (۱۰)
- «در این رساله [حضرت بهاءالله] پادشاه ایران [ناصرالدین شاه] را نصیحت می کند؛ به عدالت امر می کند؛ به این که با جمیع ملل از رعایایِ [اتباعِ] خود مهربان باش؛ امتیازی بین ادیان نگذار؛ با مسیحی با مسلمان با یهودی با زردشتی با جمیع یکسان معامله کن و این تعدّیات که در مملکت است اِزاله نما [از بین ببر]، زیرا این خلق جمیع بندگان خدا هستند؛ در نظر حکومت باید جمیع یکسان باشند؛ حکومت باید به جمیع مهربان باشد؛ اگر چنانچه عدالت ننمودی و این ظلم ها را اِزاله نکردی و موافقِ رضایِ خداوند حرکت نکردی بنیانِ سلطنت مُتزلزل شود.» (۱۱)
   نمونه ای از روسیاهی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی در دویستمین سالگرد ولادت شارع دیانت بهائی 
 

در 6 مهر ماه 1395 آقای فرهنگ امیری یکی از بهائیان در یزد توسط دو ضارب به شهادت رسید و قاتلین که دو برادر بودند صریحاً از همان اوایل دستگیری اعتراف کردند که آقای امیری را به خاطر بهائی بودن کشته اند. (1) جدّیّت و وعدۀ رسیدگی مسؤولین قضایی یزد در اوّل ماجرا نویدبخشِ رعایت انصاف و اجرای عدالت بود و مرکز جهانی بهائی، بیتُ العدلِ اَعظم، در پیام مورّخ 28 مهر ماه 1395 در این باره چنین اظهار امیدواری کردند:
 
 «خبر قتل جناب فرهنگ امیری در شهر یزد موجب حزن و اندوه عمیق این جمع گردید.  کمک اهالی محل در دست‌گیری سریع یکی از مجرمین، اقدامات اوّلیّۀ مأمورین پلیس، و آمادگی وکیل مدافع برای مساعدت قانونی گویای این واقعیّت است که بخش‌های مختلف اجتماع در آن سرزمین مقدّس همگی از ظلم و ستم بیزارند و این عمل شنیع را تقبیح می‌نمایند.  جدّیّت بازپرس مسئول و وعدۀ رسیدگی به این واقعۀ محزنه بر اساس تساوی کلّیّۀ شهروندان در برابر قانون خبری نویدبخش است. گزارش‌های واصله، حال این نکته را روشن می‌سازد که تعصّبات مذهبی انگیزۀ اصلی این قتل بوده است. ایرانیان روشن‌ضمیر و جامعۀ بین‌المللی اکنون مشتاق‌اند بدانند که روند اجرای عدالت چه خواهد بود و اقدامات تحریک‌آمیز و جوّ موجودی که ارتکاب چنین اعمالی را ممکن می‌سازد کی پایان خواهد یافت.» (2)
 
 
 
امّا متأسفانه اخبار اخیر حاکی از آن است که در جلسۀ دادگاهِ پروندۀ قتل آقای امیری که در تاریخ ۳ مه ۲۰۱۷ (13 اردیبهشت 1396) و در پشت درهای بسته تشکیل شده، علیرغم اعتراف صریح قاتلین مبنی بر کشتن آقای امیری به دلیل بهائی بودن و کسب ثواب اخروی به جهت کشتن یک بهائی، دادگاه در حال حاضر این دو قاتل را با قرار وثیقه آزاد کرده است. (3) قاتلین «اظهار داشته اند که اعتقادات مذهبی‌شان و سخنان روحانیونی که بهائیان را ضدّ اسلام معرفی می‌کنند آن دو را به ارتکاب قتل ترغیب کرده بود.» (3) و یکی از دو برادر قاتل در بازجویی اظهار داشته: «هدفمان کشتن یک بهائی بود. مهم نبود چه کسی باشد.» و برادر دیگر گفته: «می‌خواستیم یک بهائی را بکشیم. شنیده بودم که بهائیان، مسلمانانی هستند که از اسلام روی برگردانده‌ و مرتد هستند و ریختن خونشان ثواب است.» (3) و بی شرمی و تعصّبات مذهبی چنان جولانی در بازجویی ها و جلسۀ دادگاه و در ذهن و روح قاتلین داشته است که «دو برادر قاتل حتی در جریان بازجویی ها بیان کرده اند در صورت آزادی فرد دیگری را به قتل خواهند رساند.» (3) 
 
وقایع مربوط به این قتل و شکل های مختلف بهائی ستیزی جمهوری اسلامی ایران در 39 سال اخیر اَعَمّ از پایمال کردن حقوق بشر و حقوق شهروندی بهائیان از طریق اخراج از کار و دانشگاه و زندانی کردن هزاران بهائی و به قتل رساندن بیش از 220 نفر بهائی و بستن و پلمب چند صد مغازۀ بهائیان و تخریب قبرستان های بهائیان (که به «گلستانِ جاوید» شهرت دارد) در چندین شهر و انتشار هزاران مطلب و مقاله و کتاب نفرت پراکن در اینترنت و صدا و سیما و دیگر رسانه ها و دیگر انواع بهائی آزاری، و در عین حال کتمان همۀ این ستم ها در مجامع جهانی توسط مسؤولین جمهوری اسلامی ایران، معرّف ماهیّت اصلی و حقیقی جمهوری اسلامی ایران در ضدّیت ذاتی با دیانت بهائی و پیروان آن است؛ ماهیّتی که بهائی کشی های دوران قاجاریه و نیز بهایی ستیزی مراجع تقلید شیعه در دوران حکومت پهلوی و اقدامات ایشان در صدور فتوای قتل بهائیان و سپس نفوذ در دستگاه قضایی برای تبرئه و آزاد کردن قاتلینِ اَجیر و تحریک شده توسط ایشان را به یاد می آورد و اثبات می کند که ایدئولوژی بهائی ستیزانۀ جمهوری اسلامی ایران در قرن بیست و یکم همان ایدئولوژی ضدّ بشری دو دورۀ قبل از آن در قرون 19 و 20 است. (4)
شبهۀ ادّعای اُلوهیّت و مقام حضرت بهاءُالله
 
قبلاً درخصوص شبهۀ ادّعای الوهیّت از طرف حضرت بهاءالله و مقصود از آیاتی چون «اِنَّهُ لا اِلهَ اِلّا اَنَا المَسجونُ الفَرید...» مقالاتی در سایت ولوله در شهر منتشر شد (1) اینک نیز با توجّه به آیۀ مبارکۀ «اِنَّهُ لا اِلهَ اِلّا اَنَا الفَردُ الواحِد» که در بند 143 کتاب مستطاب اقدس آمده است، عین توضیحات راجع به آن را از یادداشت شمارۀ 160 مندرج در کتاب مستطاب اقدس نشر مرکز جهانی بهائی (2) تقدیم طالبین و منصفین می نماید. در این توضیحات ضمن ردّ اعتقاد به یکی دانستن حضرتشان با ذاتِ الوهیّت، به مقام حضرتشان اشاراتی شده است.
حامد صبوری
13 خرداد 1396
 
اِنَّهُ لا اِلهَ اِلّا اَنَا (بند ١٤٣)
 
حقيقتِ مَظاهرِ اِلهی [فرستادگان از طرف خدا] و کيفيّت ارتباطشان با خداوند متعال در بسياری از آثار مبارکه اين ظهور [دین بهائی] تشريح شده است. حضرت بَهاءُالله دربارۀ فردانيّت و عظمت و جلال مقام الوهيّت می فرمايند:
 
«و چون مابينِ خلق و حقّ... به هيچ وجه رابطه و مناسبت و موافقت و مشابهت نبوده و نيست، لهذا در هر عهد و عصرْ کينونتِ ساذجی را در عالمِ مُلک و ملکوت ظاهر فرمايد و اين لطيفۀ ربّانی و دقيقۀ صَمَدانی را از دو عنصر خلق فرمايد: عنصرِ تُرابیِ ظاهری و عنصرِ غيبیِ اِلهی و دو مقام در او خلق فرمايد: يک مقامِ حقيقت که مقام لا يَنطِقُ اِلّا عَنِ اللهِ رَبِّه [نطق نمی کند مگر از خداوند پروردگارش] است... و مقام ديگر مقامِ بشريّت است که می فرمايد: "ما اَنَا اِلّا بَشَرٌ مِثلُکُم وَ قُلْ سُبحانَ رَبّی هَلْ کُنتُ اِلّا بَشَراً رَسُولاً" [من نیستم مگر بشری چون شما و بگو منزّه است پروردگار من، آیا جز بشری رسول هستم].»
 
بنا به بيان مبارک در عَوالمِ روحانی همۀ مَظاهرِ اِلهی [فرستادگان از طرف خداوند] حُکمِ يک نَفْس و يک ذات را دارند. جَمالِ اِلهی از جمالشان باهِر و اَسماء و صفاتِ حقّ در آنان ظاهر و آنانند مَظاهرِ اَمرِ او. در اين مقام می فرمايند:
 
«و اگر شنيده شود از مَظاهرِ جامعه "اِنّی اَنَا الله"، حقّ است و رَيبی [شکّی] در آن نيست. چنانچه به کَرّات مُبرهن شد که به ظهور و صفات و اَسمای ايشان، ظهورُالله و اسمُ الله و صِفةُ الله در ارض ظاهر.»
 
مَظاهرِ اِلهی که مَرايای [آینه های] اَسماء و صفاتِ اِلهی و وسايطِ وصولِ نوعِ بشر به عِرفانِ حقّ و مَشارقِ وَحیِ او هستند به فرمودۀ حضرتِ ولیِّ اَمرُالله [شوقی ربّانی ولیّ امر دیانت بهائی و مُبیّن منصوصِ آیاتِ اِلهی] هرگز نبايد آنان را با غَيبِ مَنيعِ لا يُدرَکْ [ذاتِ خدا که غیبِ بلند مرتبۀ غیر قابل درک است] و ذاتِ الوهيّت يکی دانست. و نيز دربارۀ جَمالِ قِدَم [حضرت بهاءالله] می فرمايند که هيکلِ عنصریِ حضرتش را که مَظهَرِ چنين ظهورِ اَعظم و مُهَيمِنی است، نبايد با حقيقتِ الوهيّت يکسان دانست.
 
حضرت ولیِّ اَمرُالله دربارۀ مقام بی همتای جَمالِ اَقدَسِ اَبهیٰ [حضرت بهاءالله] و عظمتِ ظهورِ مبارکش می فرمايند که با ظهور حضرت بهاءالله وعودِ کتبِ مقدّسه دربارۀ "يوم الله" تحقّق يافته است:
 قبلاً شواهدی از بهائی ستیزی جمهوری اسلامی ایران در خارج از ایران علاوه بر داخل کشور تقدیم خوانندگان عزیز شد اینجا
 
اخیراً آقای احمد شهید «گزارشگر ویژهٔ سازمان ملل متّحد برای آزادی ادیان و عقاید» نیز حقایقی را دربارۀ بهائی ستیزی در یمن ارائه کرده اند که در ذیل تقدیم می گردد.
 
 
سه شنبه ۹ خرداد ۱۳۹۶
 
گزارشگر سازمان ملل: شباهت آزار بهائیان در یمن با اقدامات علیه بهائیان در ایران
 
 
احمد شهید، گزارشگر ویژهٔ سازمان ملل متّحد برای آزادی ادیان و عقاید، روز دوشنبه با انتقاد از آزار بهائیان در یمن گفته است، این حملات به اقدامات علیه بهائیان در ایران شباهت دارد.
 
به گزارش وب سایت سازمان ملل،احمد شهید تاکید کرده است: تشدید الگوی مداوم فشار بر جامعۀ بهائی در صنعاء شبیه مشقت هایی است که بهائیان در ایران متحمل می شوند.
 
این گزارشگر سازمان ملل متحد ضمن اشاره به تداوم آزار بهائیان به‌ عنوان یک اقلیت مذهبی تاکید کرده است، این آزار و اذیت‌ها شدید‌ترشده و به صورت فشار مذهبی در یمن آشکارتر شده است.
 
احمد شهید در ادامه به احضار تلفنی دست کم ۳۰ بهائی یمنی برای حضور در دادگاه توسط دادستان عمومی یمن در ۱۷ آوریل ۲۰۱۷ اشاره کرده و گفته است:دست کم ۲۵ بهائی بازداشت شده و آنها را برای انکار دیانت خود تحت فشار قرار داده‌اند.
 
در همین زمینه، جامعه بین المللی بهائیان می گوید، بهائیانی که اخیرا در یمن دستگیر شده اند، اغلب از افراد «برجستهٔ جامعه بوده و به ادارۀ امور جامعه کمک می‌کردند. »
 
 
برادر جان! قائم ظاهر شد و ما او را کشتیم!
 
این پنجشنبه و جمعه (21 و 22 اردیبهشت 1396) شهرهای ایران پر از چراغ و نورافشانی و توزیع شربت و شیرینی است. مسلمانان شیعۀ اثنی عشری ایران به مناسبت سالگرد تولد امام زمان، قائم موعود، خوشحال اند و در صف غذای نذری در این خیابان و آن خیابان روان و بعضی نیز در وسط خیابان ها مشغول پخش شربت و شیرینی و بستنی به سرنشینان اتوموبیل های در حال عبور و مرور. در این میان بستنی کیمی هم نصیب حقیر شد.
 
در این نمایش پُرشور این ناچیز در اندیشه فرو رفته، به خیلی چیزها فکر می کردم و می کنم. یک گوشۀ دلم از خوشحالی هم میهنان عزیزم شاد و مسرور است، و گوشۀ دیگر در غم و حسرت این همه غفلت. به یاد ایّام ظهور پیغمبران قبل می افتم که مردم در زمان هر یک از ایشان منتظر ظهورشان بودند و تعجیل ظهورشان را از درگاه الهی التماس می کردند و آرزو می کردند که وقتی بیاید در صف مؤمنان و عاشقانش قرار گیرند و سمِّ فِراق را به شهد وصالش تبدیل نمایند. امّا همین منتظران وقتی موعودشان ظاهر می شد قبولش نمی کردند و کذابش می خواندند و مسخره اش می کرده اند و به انواع بلایا و عذاب دچارش می ساختند و گاه تا آنجا پیش می رفتند که خون موعودِ محبوبِ عزیزِ منتظَرشان را می ریختند.
 
داستان ها و قصص این انبیا و ظلمِ منتظِران به ایشان را در قران مجید در ذهن مرور می کنم و تکرارِ مکررِ انتظارهایِ منتظِران و بی وفایی ها و عهدشکنی ها و ظلم آنان هنگام ظهورِ منتَظَرانشان حیرانم می سازد. راستی چرا چنین است؟! با کمی تعمق یادم می آید که در تورات و انجیل و قران و دیگر کتب آسمانی می توان دید که رهبران دینی غافل زمان که قدرت مادی و مقام ظاهری چشمهایشان را به روی حقیقت بسته، برای حفظ نفوذ خود مردم را فریب می دادند که آن که در زمان ایشان ظاهر شده آن موعود منتَظَرشان نیست و شرایط مورد توقع ایشان را ندارد!
 
و حال می بینم که تاریخ تکرار می شود. قائم موعود شیعیان 174 سال پیش با اعظم دلیل و حجّتِ تعیین شده در قران مجید، یعنی نزول آیات وحیانی، از ایران ظاهر شده ولی بسیاری علمای دین به خاطر حفظ قدرت مادی و مقامات ظاهری خود، با انکار او مانع ایمان و اقبال مردم به موعود عزیز و محبوبشان شدند و نهایتاً فتوا بر قتلش دادند و 168 سال پیش پس از شش سال تبعید و زندان و زجر مداوم، در تبریز شهیدش کردند و جشن و شادی نمودند. حضرت باب، نقطۀ اولی، حضرت اعلی، قائم موعود ایشان، خود در این خصوص چنین می فرمایند: 
 
«در ظهور رسول اللّه كلّ منتظر او بودند ولی در حین ظهور شنیدی كهبا او چه كردند و  حالآنكه اگر او  را در خواب می دیدند به آن خواب افتخارهامی كردند و همچنین در ظهور نقطۀ بیان [از القاب خود حضرتشان] كه كلّ از برای اسم او قائم می شدند و از برای ظهور شب و روز تضرّع و ابتهالمی‌نمودند و اگر در خواب می دیدند اورابه آن خواب افتخارها می نمودند ولی حال كهبه اعظم حجّتی كه دین ایشان به اون بَرپا است [منظور نزول آیاتِ وحیانی از قلم حضرتشان است که در قران مجید، اعظمْ حجّت ظهور حضرتشان تعیین شده است] ظاهر شدهو منتظرینِ ظهورِاو لایحْصیٰ[بی شمار] است. كلّ بعد از استماع آیات او در خانه‌های خود مُستریح نشسته و او الآن در اینجبلِ ماكو [زندان ماکو در آذربایجان] است وَحدَه [به تنهایی]...» (منتخبات آیاتاز آثار حضرت  نقطه اولیعزّ اسمه الأعلی، صص: 57- 58)
 
در این افکار غوطه ورم که یاد دوست مسلمان عزیز و شریف و باتقوایی می افتم که سال ها پیش پس از تحقیق و مطالعۀ کتاب مستطاب ایقان به قلم وحیانی حضرت بهاءالله، که کاشف اسرار متشابهات کتب آسمانی قبل و مُثبِتِ حقانیّتِ حضرت باب است، موعود محبوبش را شناخت و به او و به حضرت بهاءالله که مقصود و محبوب و موعودِ حضرت باب و یگانه تحقق بخشِ وعودِ کلّ انبیای الهی اند ایمان آورد و هم اکنون در زمرۀ مؤمنانش مشغول خدمت به بشریت است تا اهداف حضرتش، که پایان دادن به جنگ های خونین و بی ثمر و ایجاد صلح جهانی و وحدت عالم انسانی است، تسریع گردد.
برگرفته از:
١٢  شهرالجمال  ١٧٤
١٨  اردیبهشت  ١٣٩٦
 
احبّای عزیز الهی در کشور مقدّس ایران ملاحظه فرمایند
 
نهمین سال مسجونیّت اعضای محترم سابق هیئت یاران در حالی رو به اتمام است که آن عزیزان هم‌چنان از حقوق اوّلیّۀ انسانی خود محرومند.  جمع کثیری در ایران و جهان منتظر پایان این محکومیّت طولانی و غیر قانونی هستند.  اگرچه تعدادی از خادمین ارجمند مؤسّسۀ علمی بعد از چندین سال حبسِ غیر عادلانه آزاد شده‌اند ولی بعضی هنوز در زندانند و برخی دیگر به عناوین مختلف گرفتار رنج و حرمان.  مروّجين علم و دانش که تأسیس و تداوم فعّالیّت این مؤسّسه را از جمله درخشان‌ترین ابتکارات در راه استقامت سازنده می‌دانند خواستار رفع ممانعت تحصیلی جوانان بهائی ایران می‌باشند.
 
در حقیقت همگی شما عزیزان از بهائیان قدیم گرفته تا مؤمنین جدید هر یک به نحوی دچار جور و جفای مغرضین جاهل و ظلم و ستم متعصّبین غافل هستید.  سیاست خفقان اقتصادی علیه شما به بهانه‌های مختلف اعمال می‌شود.  تحقیر دانش‌آموزان در مدارس و اخراج دانشجویان از دانشگاه‌ها کماکان ادامه دارد.  حملات ظالمانه به منازل و به دنبال آن غصب اموال، بازداشت افراد، اخذ وثیقه‌های سنگین، و صدور احکام بی‌اساس هم‌چنان در جریان است.  تبلیغات سوء و وسیعِ رسانه‌های عمومیِ وابسته به دوایر رسمی و ساختن فیلم‌های افتراآمیز جهت تشویش اذهان عمومی علیه جمعی هم‌وطن‌ مرتّباً افزایش می‌یابد.  این تبعیضات و این بی‌عدالتی‌ها نسبت به شهروندانی قانون‌مند روال کار برخی از مسئولین امور است که مدّعی اجرای عدالت اسلامی می‌باشند.
 
پوچی ادّعاهای ظالمین بر همگان روشن و مبرهن گشته است.  بعضی از وقایع‌ سال پیش جای هیچ شک و شبهه‌ای برای ایرانیان و مردم جهان باقی نگذاشته است که تعصّبات خشک مذهبی و ملاحظات دنیویِ برخی از مراجع دینی انگیزۀ واقعی همۀ مخالفت‌ها و ستم‌های وارده بر بهائیان است.  نمایندگان مملکت در مجامع بین‌المللی دیگر قادر به انکار ماهیّت عقیدتی این تبعیضات نیستند.  متصدّیان امور که جوابی قانع‌کننده برای چنین رفتار غیر معقول ندارند و به ضرر و زیان سیاست‌های تنگ‌نظرانۀ خود برای شهرت و اعتبار بین‌المللی ایران هم اهمّیّت نمی‌دهند از پاسخ صادقانه به این سؤال نیز عاجز مانده‌اند که دلیل اصلی نگرانی‌شان از وجود یک جامعۀ بهائی فعّال در آن سرزمین چیست.
 
اقدامات وسیع چند ماه آینده نشان خواهد داد که تودۀ عظیمی از مردم جهان در هزاران هزار نقطه در سراسر گیتی با چه سرور و نشاطی مراسم بزرگداشت دویستمین سال تولّد حضرت بهاءالله را برگزار می‌کنند و با چه امید و اعتمادی در بارۀ طرق خدمت در راه بنای جوامعی پویا به مشورت و تعمّق می‌پردازند.  هم‌وطنان عزیز شما با شنیدن این اخبار ملاحظه خواهند نمود که اگرچه بهائیان در زادگاه این آیین، گرفتار چنین تعصّبات شدیدی هستند امّا دیدگاه و اصول بهائی در دیگر نقاط عالم مورد تحسین و قدردانی فراوان می‌باشد.  نمونه‌ای از این قدردانی‌ها پیام اخیر رئیس جمهور محترم یکی از پرجمعیّت‌ترین کشورهای دنیا در آغاز دویستمین سال میلاد فرخندۀ حضرت بهاءالله است که از شهروندان خود علناً دعوت نموده تا در حیات و تعالیم وحدت‌بخش آن حضرت تعمّق نمایند.  ستایش‌ مردم جهان از اهداف و تعالیم این نهضت روحانیِ جهانی که از سرزمین مقدّس ایران برخاسته البتّه موجب افتخار همۀ ایرانیان پاک‌دل است.
کتاب نفیس مجموعه مقالات دکتر محمّد افنان شامل مطالب مختلف و متنوعی در مباحث ادیان بابی و بهائی است که تقدیم دوستان عزیز می گردد.
 
شناسنامۀ کتاب و پیشگفتار مؤلّف محترم و مقدمۀ جمع آوری کنندۀ مقالات در متن کتاب چنین آمده است:
 
مجموعه مقالات دکتر محمّد افنان
از انتشارات عندلیب
دنداس، اونتاریو، کانادا
169 بدیع، 2013 میلادی
شمارۀ بین المللی 4-1-9879534-0-987
 
دکتر محمّد افنان در صفحۀ 11 کتاب ذیل عنوان «سخنی از ره قدرشناسی» نوشت اند:
 
«نویسندۀ مقالات این مجموعه که حاصل بیش از پنجاه سال عمر اوست شاگردی در مکتب امر الهی بهائی است سابقۀ نگارش بر این اساس بوده که انس با معارف وسیعۀ امر بهائی روح و جان او را محظوظ و مسرور داشته و این مقالات حاصل تأثیر روحانی و معنوی کلام الهی و تاریخ پُربشارت و هدایت این دور عظیم است.
 
درک خدمت بزرگانی چون فاضل مازندرانی- فاضل علوی- فاضل یزدی و دکتر علیمراد داودی و بدیع الله فرید نگارندۀ این مقالات را به انس و الفت با آثار مبارکه رهنمون شد و متعاقباً به نگارش مقالات واداشت.
 
حسن ملاطفت و تشویق و التفات اعضای محترم [مجلّۀ] آهنگ بدیع و مجمع عرفان، [مجلّۀ] پیام بهائی و عندلیب و سائر نشریات مطالعاتی بهائی نویسنده را به مطالعه در متون فیّاض الواح مبارکه و آثار فضلای امر الهی رهنمون شد و به نوشتن و تألیف مطالب و مقالات تشویق فرمود.
 
این مجموعه حاصل آن همه لطف و صفائی است که اعضای عالیقدر نشریات امری به این مستمند ارزانی داشته اند امیدوارم مقبول طبع صاحبنظران افتد و در درک و فهم معارف آن یاران را بکار آید و مفید افتد.
 
همسر مهربان و صاحب کمال این ناچیز دکتر مهری افنان (کیانی) مدتی است که به جمع و ترتیب این مقالات که در انبوه مجلّات و نشریات امری پراکنده است توجّه حاصل فرموده و به جمع و ترتیب و تنسیق آن ها پرداخته و تحمّل زحمات فراوان را بر خود هموار ساخته است. این مجموعه حاصل اقدامات خالصانۀ اوست. امید است در محضر صاحبنظران مقبول افتد.»
 
در مقدمۀ کتاب خانم مهری افنان همسر جناب محمّد افنان دربارۀ مجموعه مقالات مزبور چنین توضیح داده اند:
 
«مقالاتی که در این مجموعه به حضور دوستان و علاقمندان به تفحّص و تعمّق در آثار مبارکۀ این ظهور بدیع تقدیم می گردد حاصل متجاوز از پنجاه سال مطالعات شخصی همسر عزیزم دکتر محمّد افنان و علاقۀ قلبی او به انس و الفت با آثار مبارکه است و معذلک هرگز به فکر تألیف کتابی نیافتاد و تشویق و ترغیب دوستان در او مؤثّر نگشت امّا از آنجا که همواره مشتاق بود خدماتی را که به او ارجاع می گشت به بهترین نحو ممکن انجام دهد هرگاه از طرف تشکیلات بهائی و هیأت های تحریریّۀ مجلّات امری از او خواسته می شد دربارۀ مطلبی، مقاله ای بنویسد و یا نتیجۀ تحقیقات و مطالعات خود را در آن زمینه در اختیارشان گذارد، بنهایت خضوع و خشوع این خدمت را انجام می داد.

https://www.tasnimnews.com/fa/news/1395/02/31/1080122/%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%A6%DB%8C%D8%AA-%D9%81%D8%B1%D9%82%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AB%DB%8C%D9%81-%D9%88-%D8%A2%D9%84%D9%88%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%A7%D8%AE%D8%B0-%D8%BA%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D9%82%D8%AA%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7-%DA%A9%D9%86%D8%AF

 
مشروح/ آیت الله امامی‌کاشانی در خطبه‌های نماز جمعه تهران:
بهائیت فرقه‌ای کثیف و آلوده است/ دولت قانون اخذ غرامت از آمریکا را مقتدرانه اجرا کند
شناسه خبر: 1080122 سرویس: سیاسی