خبر نامه ولوله در شهر

رای شروع یا قطع اشتراکتان در خبرنامه سایت، آدرس ایمیل خود را در ذیل وارد کنید.

همزمانی محتوا

شبکه های اجتماعی


 
زلزله و انسان

در این جهان خاکی موجودات به وجود می آیند و از بین می روند. جمادات، گیاهان، حیوانات، انسان همه و همه از «ترکیب» عناصر به وجود می آیند و پس از طیّ مراحلی با «تحلیل» و تجزیۀ عناصر از بین می روند. این ترکیب و تحلیل سیری است طبیعی که حاکی از «تغییر»ی دائمی است. کائنات دائم در حال تغییر و از حالتی به حالتی دیگر شدن هستند. کرۀ زمین و اجزاء آن نیز از این سیرِ طبیعی مستثنی نیست و دائماً در حال تغییر بوده و هست و خواهد بود؛ به قولی «ایست در کائنات نیست». زلزله و سیل و طوفان و رعد و برق و باران و برف و تگرگ و خسوف و کسوف و خشکسالی و سایر وقوعاتِ آن و نیز بیماری هایی چون وبا و سرطان و دیگر وقوعاتِ ناگوار نیز همین سیر طبیعی تغییر و تبدیل است.
 
صرف نظر از یادآوری این قانون طبیعی، با وقوع زلزلۀ اخیر در استان کرمانشاه و زنده شدن خاطراتِ دردناک زلزله های گذشته در طبس و بم و رودبار و منجیل و دیگر نقاط ایران و جهان، بحث های مختلفی از جمله بحث علل زلزله و دیگر حوادث طبیعی مجدداً در جامعه و رسانه ها پیش آمده است. این بحث در حقیقت در بستر «رابطۀ انسان و بلایای طبیعی ا زجمله زلزله» پیش می آید و اگر انسانی خلق نشده بود و روی کرۀ زمین نبود، بدیهی است این بحث ها هم نبود! لذا بحث آنجایی است که ارتباط زلزله با انسان چیست و به عبارتی زلزله با انسان و انسان با زلزله چه می کند.
 
یکی از بحث های جالب و جنجالی در این خصوص که اسباب تمسخر هم شده نسبت دادن علت زلزله از جمله به بی حجابی زنان است! اساساً بحث دربارۀ این قبیل حوادث طبیعی و ارتباط آن با کردار و گفتار انسان ها و جوامع خیلی پیچیده تر از این قبیل اظهار نظرهای خام و سطحی است. قرن هاست در فرهنگ ها و ادیان و مکاتب مختلف فلسفی و کلامی و اخلاقی این قبیل مباحث در جریان بوده و هست. در ارتباط با همین موضوع است که مسائلی از قبیل حُسن و قبح، جبر و اختیار، قضا و قدر، خیر و شرّ، مادّه و روح، عدالت، اعتدال، مجازات و مکافات، خوشبختی و بدبختی، معجزات و امثال آن مورد بحث قرار می گیرد.
 
ارتباط موجودات با همدیگر از جنبۀ مادی و تأثیر و تأثر آنها بر هم حقیقتی است که به وسیلۀ علم اثبات شده، امّا رابطه بین جنبۀ مادی و طبیعیِ زمین و طبیعت با جنبۀ روحی یا روحانی و معنوی و اخلاقی در عالَمِ انسانی، مثل ارتباط زلزله و یا حوادث طبیعی با سوءِ افکار و کردار و اخلاق و گفتار انسان امری است که مورد مناقشه است. البتّه از جنبۀ دینی و عرفانی این ارتباط از جنبۀ اعتقادی تأئید شده است چنانکه گفته می شود کردار و گفتار و نیّات انسان از جهاتی در حوادث طبیعی مؤثر است امّا از جنبۀ عقلی و علمی این ادّعا مورد شکّ و تردید و حتّی مورد انکار است. مثلاً مولوی با استفاده از منابع اسلامی همچون قرآن و احادیث منعِ زکات را از علل نبودن ابر و باران، و ارتکاب زنا را از علل شیوع بیماری وبا می گوید:

     ابر بر ناید پی منع زکات            وز زنا افتد وبا اندر جهات.

برگرفته از: https://www.tribunezamaneh.com/archives/138978


نقشِ توهّمِ قُدسی بودن در ستم پیشگی جمهوری اسلامی ایران*
 
39 سال است که جمهوری اسلامی ایران نه تنها بر اقلیّت های مذهبی و غیر مذهبی، بلکه بر اکثریّت ملّت ایران ستم می کند. بدیهی است که این ستم بر اقلیّت ها بمراتب بیشتر است. یکی از اقلیّت هایی که بدون وقفه و به شکل سیستماتیک و با اتّهامات واهی مورد انواع ستم قرار داشته و دارد جامعۀ بهائیان ایران است. وسعت و تنوّع و استمرار بدون وقفۀ این ستم طوری بوده که از طرف تحلیلگران غیر بهائی نیز از شاخص های آشکار و مهمّ ستمگری حکومت ایران بوده است.
 
از جمله ستم های وارده بر بهائیان در 39 سال اخیر که شواهد و مدارک آن موجود است عبارتند از: کشتن و تیرباران و اعدام در زندان، سوزاندن، حبس کردن، شکنجه کردن های شدید روحی و جسمی، ترور در خیابان و منزل، ربودن افراد و ناپدید شدن آنها، تبعید، اخراج از کار و دانشگاه و دبیرستان و حتّی دبستان، قطع حقوق بازنشستگی و بعضاً مجبور کردن افراد به پس دادن حقوق های دریافتی سنوات قبل، مصادره و تاراج اموال، تخریب چندین قبرستان بهائیان که به گلستان جاوید معروف است و اجبار ایشان به دفن عزیزانشان در قطعه زمین های بایری كه دور از دسترسی آسان و پنهان از دیدگان هم میهنان است، نفرت پراکنی و تنجیس و نشر تهمت و بهتان از طریق رسانه ها و مقالات و کتب و روزنامه ها و رادیو و تلویزیون دولتی و اینترنت، تشویق و تحریک و حمایت و بازگذاشتن دست گروه های ضدّبهائی برای اشاعۀ اکاذیب و افترائات و نیز اقدامات عملی علیه بهائیان، بستن و پلمپ مغازه ها، آزار و ایذاء و ایجاد مزاحمت های تلفنی و حضوری، تخریب مکان ها و زیارتگاه های بهائیان و نیز بعضی مساکن بهائیان در شهرهای مختلف، بازرسی منازل بهائیان و تخریب وسایل خانه و توهین و کتک زدن افراد خانواده حین بازرسی منزل و شکستن قاب عکس های حاوی تصاویر مقدّس برای بهائیان و بردن تمام کتب و آثار بهائی و نیز کامپیوتر و موبایل و اوراق شناسایی و بعضاً پول و طلا و وسایل منزل، کارگذاشتن شنود در بعضی منازل و محلِّ کار، سعی در ایجاد اختلاف بین بهائیان، سعی در توّاب سازی و سوء استفاده از معدود کسانی که به زور و تهدید بظاهر مسلمان شده بودند، تعقیب و تجسّس و پرس و جو از همسایگان و همکاران و بستگان مسلمان دربارۀ بهائیان، کتمان بهائی ستیزی در سازمان ملل و مجامع بین المللی حقوق بشر، تخطئه و تکذیب و تحقیر گزارش گزارشگران حقوق بشر سازمان ملل متّحد، تحریک و تشویق بعضی حکومت ها چون مالزی و اندونزی و حتّی تطمیع مالی بعضی چون یمن برای بهائی ستیزی در کشورهای مزبور، تحریک و تهدید و بعضاً بازجویی از هم میهنان عزیز مسلمان درجهتِ عدم معاشرت و معاملات کاری با بهائیان، و بسیاری اقدامات بهائی ستیزانۀ دیگر که در رسانه ها و نیز گزارش های متعدّدِ حقوق بشری مذکور و مستند است.
 
حتّی همین ماه های اخیر و حتّی همین روزهای اخیر موج پلمپ مغازه ها و دستگیری بهائیان در چندین شهر ادامه داشته و دارد. حتّی حالا که در استان کرمانشاه و بیرجند زلزله هم آمده و باید به مردم بیچاره و داغدیده برسند بجای آن به ستمگری ادامه می دهند و بهائیان را می گیرند و مغازه هایشان را می بندند! و بیش از آن، نه فقط ستم بر بهائیان بلکه- به اعتراف خود مسؤولین و ریاست محترم جمهوری و نیز صدا و سیمایشان در روزهای 22 و 24 آبان- ستم بر مردم ایران از طریق ساخت و سازهای بی پایۀ مسکن مهر و نابسامانی در کمک به زلزله زدگان قابل مشاهده است. از زلزله گذشته ستم های پیاپی به مردم ایران از طریق - به قول خودشان- خیانت در بیت المال و اختلاس های مستمر و حیف و میل کردن سرمایه های ملّی به پای این و آن و در عوض نپرداختن حقوق کارگران و دیگران و خلاصه همۀ ستم هایی که هر روز در رسانه ها می خوانیم و می بینیم.

برگرفته از:


دکتر نسرین اخترخاوری
ترجمه دیده بان مطبوعات ایران 
جامعه بهائی بارها این مسئله را عنوان کرده است که بهائیان به عضویت هیچیک از احزاب سیاسی در نمی آیند، در امور سیاسی مداخله نمیکنند و از قبول مشاغلی نظیر وزارت، سفارت، عضویت در مجالس شورا (پارلمان) و هر آنچه که مستقیماً به سیاست مرتبط است معذورند. بر همین اساس، در جهان عرب، بهائیان به دنبال تشکیل حزب سیاسی نیستند. همانطور که میدانیم گرچه بهائیان در بسیاری از کشورهای جهان، از آزادی کامل در تشکیل احزاب سیاسی برخوردار بوده اند، ولی تا حال در هیچ کجای دنیا هیچ حزب سیاسی تشکیل نداده اند. این نکته به خودی خود بیانگر این حقیقت است که در جهانِ عرب بهائیان تمایلی به دخالت در امور سیاسیه ندارند. بر طبق اصول دیانت بهائی، پیروانِ این آئین، موظف به اطاعت تام از قوانین و مقاماتِ حکومتیِ کشورهائی هستند که در آن سکونت دارند. علاوه بر این، بهائیان معتقدند که نه تنها باید عشق و ایمان حقیقی خود را نسبت به وطن خویش ابراز دارند، بلکه در درگاه پرورگار مسؤولند که به همان نسبت با علاقه و سعی فراوان به خدمت تمام نوع بشر اعم از هر قوم و نژاد و جنسی بپردازند.
یکی از اتهامات بی پایه و اساسی که بر بهائیان وارد شده و جامعۀ بهائی شدیداً آن را رد میکند این است که پیروان این آئین دست نشاندگانِ دولت اسرائیل هستند، از تأسیس این دولت حمایت کرده و با صهیونیسم رابطۀ تنگاتنگ تاریخی دارند. 
مطالبی که در ادامه میخوانید، برخی توضیحات دربارۀ رفع این گونه اتهامات است:
وجود مراکز اداری جهانی بهائی در کشور اسرائیل کنجکاوی بسیاری را دربارۀ رابطه بین بهائیان و دولت اسرائیل بر انگیخته و این حضور را مورد سؤال قرار داده است. از نظر تاریخی کاملاً مشخص است که تبعید حضرت بهاءالله به شهر عکّا به ارادۀ سلطان عثمانی و علیرغم تمایل شخصی ایشان صورت گرفته است. در آنزمان شهرهای عکّا و حیفا در سرزمین فلسطین که بخشی از قلمرو حکومت عثمانی بود قرار داشتند. در حالی که دولت اسرائیل در سال ۱۹۴۸ و بعد از گذشت ۵۶ سال از رحلت حضرت بهاءالله بنیانگزار آئین بهائی و 27 سال بعد از درگذشت فرزند ارشد ایشان، حضرت عبدالبهاء تاسیس گشت.

برگرفته از: http://www.payamha-iran.org/node/258

ترجمه‌ای از پیام بیت ‌العدل اعظم خطاب به بهائیان جهان
(هیئت بین‌المللی ترجمه به زبان فارسی)
٣١  اکتبر  ٢٠١٧
دوستان عزیز و محبوب،
سیل گزارش‌ها از همۀ قارّات عالم هم‌چنان در جریان است ولی در ابراز مسرّت بی‌پایان خود به شما عزیزان بیش از این درنگ نخواهیم کرد.  فوران عشق و احترام عمیقی که در سراسر جهان نسبت به حضرت بهاءالله به مناسبت دویستمین سالگرد میلاد خجستۀ آن حضرت ملاحظه شد موجب سرور و نشاط بی‌اندازۀ این مشتاقان گردید.  در مکان‌های گوناگون از منازل گرفته تا استادیوم‌ها زندگی مبارکش با عشق فراوان و با خلّاقیّتی شایان گرامی داشته شد.  در بسیاری از گردهمآیی‌ها تعداد میهمانان چندین برابر بهائیان و در بعضی از جزایر مستقلّ، تخمین شمار شرکت‌کنندگان درصدی از کلّ جمعیّت بود.  براستی شگفتی خود را از نزول باران عظیم فضل و الطاف لانهایۀ جمال اقدس ابهی اذعان می‌کنیم و در هر کوشش ارزشمند به منظور بزرگداشت مقام مقدّسش تلاش صمیمانۀ یکایک احبّا برای کسب سهم کامل خود را مشاهده می‌نماییم.  با توجّه به تمامی آنچه به وقوع پیوست، می‌دانیم که هر یک از شما عزیزان مایلید در بارۀ مقتضیات آن برای پیشرفت امر مبارک در محلّ خود تأمّل و تفکّر نمایید.  به شما مؤکّداً توصیه می‌کنیم که هر فردی را که به دعوت شما پاسخ گفته است مشارکت‌کنندۀ بالقوّه‌ای در فرایند جامعه‌سازی ببینید.  بررسی کنید که چگونه می‌توان شرایطی ایجاد کرد تا جمع کثیری را قادر سازد که در این مسیر هم‌دیگر را همراهی کنند.  هر نفسی بعد از ارتباط با قدرت تقلیب‌کنندۀ این ظهور اعظم می‌تواند به حضرت بهاءالله تقرّب بیشتری یابد، قابلیّتش فزون‌تر گردد، شادی و شعف را در میدان خدمت جوید، و مساعدت به دیگران را بیاموزد.  نتایج کوشش شکوهمند شما نویدبخش امکانات شگفت‌انگیزی است ولی تحقّق آن مستلزم ثبوتی خلل‌ناپذیر می‌باشد.  امید آنکه قوای منبعث از این ایّام، مشوّق و محرّک مجهودات شخصی و جمعی شما در دوران باقی‌ماندۀ این دویستمین سال و در واقع طیّ هشت دورۀ فعّالیّت تا دویستمین سالگرد میلاد حضرت ربّ اعلی باشد.

رساله‌ی مدنیه؛ نقشه‌ای برای اصلاح ایران

مینا یزدانی*
 

 

رساله‌ی مدنیه یکی از مهم‌ترین کتاب‌های عبدالبهاء است که در آن به شرح و تحلیل مسائل بنیادی ایران در زمان خود پرداخته و نقشه‌ای برای اصلاحات دینی و اجتماعی ایران پیشنهاد کرده است.

عبدالبهاء رساله‌ی مدنیّه را در سال ۱۸۷۵، به توصیه‌ی پدرش، بهاءالله، بنیانگذار آیین بهائی نوشت. در آن زمان 31 سال از سنش می‌گذشت و در عکا زندگی می‌کرد. چند سالی پیش از نگارش رساله‌ی مدنیّه صدراعظم ترقّی‌خواه ایران، میرزا حسین‌خان قزوینی مشیرالدّوله، سپهسالار، و همفکران او اصلاحاتی را در مملکت آغاز کرده بودند و شخص شاه را نیز در این زمان رویِ دل به سوی اصلاحات بود. (1) این است که در متن رساله‌، عبدالبهاء انگیزه‌ی نگارش درباره‌ی ایران را تعلق «رأی جهان‌آرای پادشاهی بر تمدن و ترقی و آسایش و راحت اهالی ایران»‌ ذکر می‌کند: «این عبد لازم دانسته به شکرانه این همتِ کلیه مختصری در بعضی مواد لازمه لوجه‌الله مرقوم نماید.» عبدالبهاء نام خود را در کتاب ذکر نمی‌کند «تا واضح و مبرهن گردد مقصدی جز خیر کل» نداشته‌ است. همین تدبیر باعث شد که بسیاری در ایران این اثر را بخوانند، و بعدها دو تن از تاریخدانان نامی ایران در آن «دفاعی با قوت از اندیشه‌ی ترقّی» بیابند و از آن به عنوان «بازنمای سیاست ترقّی‌خواهی» یاد کنند. (2) رساله‌ی مدنیّه اثری چند وجهی و چند لایه است که درباره‌ی آن تحقیقات متعددی انجام شده و می‌شود. این گفتار به معرفی مختصری از آن بسنده می‌کند.
 

خلاصه‌ی کتاب

 

 
رساله‌ی مدنیه با مقدمه‌ای درباره‌ی امتیاز انسان به دانش و هوش، آثار و نتایج این‌دو، تحسین خدمت به همه‌ی مردم، دعوت برای حصول سعادت بشر و آبادی و ثنای پیامبر اسلام آغاز می‌شود. شرحی از گذشته‌ی پر‌افتخار ایران می‌دهد و ایرانیان را به کوشش تشویق می‌کند، و از قصد پادشاه ایران بر فراهم آوردن بساط ترقی ایران یاد می‌کند.
 
سپس اشاره می‌کند که بعضی نفوس نظر به اغراض ذاتی و منفعت شخصی خود با این اصلاحات مخالف‌اند. ‌‌کتاب این مخالفین را به چهار دسته تقسیم می‌کند و با ذکر مختصری از نظر هر دسته، با تفصیل به رفع شبهات ایشان و بیان هدایات خود می‌پردازد. مخاطب رساله‌ی مدنیه آن زمان در واقع هم مردم ایران و هم اولیای امور بودند.
 
عبدالبهاء علاوه بر آراء و افکار خود، گزیده‌ای ‌از آیات قرآن و احادیث اسلامی، داستان‌ها و مطالبی از تاریخ ایران و جهان، و تاریخ ادیان مختلف، ابیاتی از اشعار فارسی و عربی و مطالبی دیگر نیز در محتوای کتاب گنجانده است.
 

 

گذشته‌ی ایران
اعتراف امام جمعۀ موقّت بیرجند به بهائی ستیزی
 
39 سال است که جمهوری اسلامی ایران بطور سیستماتیک به بهائی ستیزی و حبس و کشتن و اخراج از کار و تحصیل بهائیان و حتّی تخریب «گلستان جاوید» [قبرستان های] آنان مشغول است. شواهد پایمال کردن حقوق بشر و حقوق شهروندی بهائیان چنان زیاد و آشکار است که علاوه بر جامعۀ جهانی بهائی منصفین غیر بهائی نیز در صدها گزارش آنها را در رسانه ها منعکس کرده اند. امّا جالب اینجاست که این بهائی ستیزی چنان گسترده است که گاه و بیگاه خود مسؤولین جمهوری اسلامی ایران نیز عمداً یا سهواً به آن اعتراف کرده اند. یکی از موارد اخیر این اعتراف مربوط به امام جمعۀ موقّتِ بیرجند حجت الاسلام حسین مختاری است.
ایشان با اشاره به دستگیری عده ای از بهائیان ساکن بیرجند که همه مورد احترام و اعتماد اهالی هستند از مسؤولین دستگیری تشکر کرده، آنها را تشویق به ادامۀ سرکوب بهائیان کرده اند. از عجایب این است که ایشان علیرغم اعتراف به تفرقه و فساد داخلی توسطِ عواملِ خودِ جمهوری اسلامی و این که بجای ترس از فسادِ خارجی باید از این فساد داخلی ترسید، بهائیان را متهم به فساد کرده است!
 
اعترافات گهربار ایشان را بدون هیچ توضیح دیگری تقدیم ملت شریف ایران می کند.
 
حامد صبوری
5 آبان 1396
ــــــــــــــــــــــــــــــ  
زمان : ۱۳۹۶/۸/۵ - ۱۴:۴۰  شناسه خبر: ۵۳۴۰۷۴
 
... ترامپ به دلیل شکست‌های پیاپی در منطقه مانند گرگ ناامید زوزه می‌کشد
 
امام جمعه موقت بیرجند ادامه داد: اگر امروز  ترامپ پشت درب‌های بسته جمهوری اسلامی ایران مانند گرگ ناامید زوزه می‌کشد به این دلیل است که آمریکا در منطقه شکست خورده است.
حجت الاسلام مختاری گفت: ملت ایران نیاز به مذاکره ذلیلانه و مذاکره‌ای که در آن منافع کشور تامین نشود و ارزش‌های انقلاب اسلامی به رسمیت شناخته نشود، ندارد.
وی عنوان کرد: ملت ایران از گرگ‌ها و کفتارهای بیرونی نمی‌ترسد بلکه باید از تفرقه و اختلافات و موریانه‌های داخلی ترسید، اگر بخواهیم کشور مستقل و قدرتمند در مسیر درست حرکت کند باید در داخل متعهد شویم.
 
 
 
امرت را به قلم نصرت نمودی
 
تصویری از ظهور و پیام حضرت بهاءُالله
 
 
به مناسبت دویستمین سالگرد میلاد خجستۀ حضرت بهاءُالله
 
سی ام مهر 1396
نشر انتشارات نقطه نظر
دانلود در سایت ولوله در شهر
 
 
 
 
 
 
 
قلم نِیِ تراشیده شده و قاشقکِ جوهر که حضرت بهاءُالله به کار می بردند.
 
 
 
عناوین:                                                                                         صفحه   
- عظمت و استحکام پایه و پیام حضرت بهاءُالله و هدفِ
وحدتِ عالمِ انسانی                                                                        4
- انعکاس دویستمین سالگرد میلاد خجستۀ حضرت بهاءُالله
در ایران و جهان                                                                               7
- عکس العمل مثبتِ ایرانیانِ شریف و برخوردِ منفیِ نامهربان                 8
- جانفشانی حضرت بهاءُالله و پیروانشان برای نجات و آسایش و عدالت و
وحدتِ جهانیان                                                                               12   
- احتیاج به نَفَثاتِ رُوحُ القُدُس و ضرورت دین و چند اصلِ فوق العاده مهمّ
مربوط به آن                                                                                 15
- نمونه هایی از ضرورتِ رعایتِ حقوقِ انسان به عنوان لوازمِ ایجاد و
حفظِ عدالت و وحدتِ عالمِ انسانی                                                      26
- تصاویری چند از جریان و رَوَندِ حرکت جهان بسوی تحقّقِ
اهداف عالیۀ حضرت بهاءُالله                                                           30
- دو پیام بسیار مهمّ بیتُ العَدلِ اَعظم به مناسبت دویستمین
سالگرد میلاد خجستۀ حضرت بهاءُالله                                              39
- برداشتنِ دو گامِ بسیار مهمّ: دَرک و ترکِ اَکاذیب؛ جستجوی
حقیقت با رعایتِ شروطِ آن                                                         45
- یادداشت ها                                                                          49
 
 
 
عظمت و استحکام پایه و پیام حضرت بهاءُالله و هدفِ وحدتِ عالمِ انسانی
 
حضرت بهاءُالله شارع و مؤسّس دین بهائی (1) در مدّت چهل سال رسالت خود، در حینی که دائماً تحت ستم و تبعید و حبس بودند، در آثار و کتبی که به شهادت حضرتشان تعدادشان به یکصد مُجلّد می رسد، علاوه بر اعلان مدّعایشان و ارائۀ دلایل حقّانیّتِ ظهورشان به عنوان مربّی جدیدِ عالَم در عصر جدیدِ زندگی بشر، هدف از مأموریتِ اِلهی خود را بیان و راه های وصول به آن را به قلمِ وحیانی خود تشریح و منصوص فرمودند.
 
دربارۀ هدف از ظهورشان، که به مدّتِ چهار دهه آن را مکرراً صریحاً در آثارشان بیان فرموده بودند، در وصیّت نامه شان که به «کتابُ عَهدی» [کتابِ عهد و پیمانِ من] موسوم است، چنین تکرار و تأکید می فرمایند: «مقصود این مظلوم از حملِ شدائد و بلایا و اِنزالِ آیات و اِظهارِ بَینات [دلایل آشکار] اِخمادِ نارِ ضَغینه و بَغضاء [آتش کینه و دشمنی] بوده كه شاید آفاقِ اَفئدۀ اهلِ عالَم به نورِ اتّفاق منوّر گردد و به آسایش حقیقی فائز گردد.» در آثار بهائی از این هدفِ محتومِ ضروریِ حیاتیِ اجتناب ناپذیر که نشانۀ «بلوغ عالم انسانی» است با عبارت «وحدتِ عالمِ انسانی» یاد می شود و این وحدت «مقصد اصلی و غائی آئین حضرت بهاءُالله» و «محورِ جمیع تعالیم حضرت بهاءُالله» و «سنگ بنای نظامِ جهانْ آرای حضرت بهاءُالله» است. (2)
 
 
٣  شهرالعلم  ١٧٤
٢
۵  مهر  ١٣٩٦
 
احبّای عزیز الهی در کشور مقدّس ایران ملاحظه فرمایند
 
پیام مورّخ اکتبر ٢٠١٧ این مشتاقان را خطاب به تودۀ عظیمی از مردم که دویستمین سالگرد میلاد خجستۀ جمال اقدس ابهی را در سراسر جهان جشن می‌گیرند ملاحظه فرموده‌اید.  میلیون‌ها نفر در بیش از دویست و چهل کشور، جزیره و سرزمینِ مستقلّ در بارۀ پیامدهای تولّد حضرت بهاءالله، فرزند برجستۀ کشور مقدّس ایران، به تأمّل و تعمّق پرداخته‌اند.  هر ایرانی بصیر و روشن‌ضمیری به ابعاد بی‌سابقۀ این بزرگداشت که تاکنون برای هیچ شخصیّت ایرانی دیگر برگزار نگردیده با سربلندی و افتخار خواهد نگریست.  وسعت تنوّع قومی و نژادی این مردم آن‌چنان است که تحقّق وحدت نوع بشر را که هدف غایی آن حضرت می‌باشد بشارت می‌دهد.
 
طرفه حکایتی است.  مورّخین منصف البتّه آگاهند که چرا شخصیّتی بزرگوار از خاندان نوری از اهالی مازندران، متولّد طهران و از نوادگان پادشاهان ایران باستان، با وجود تعلّق خاصّ به آن مرز و بوم مجبور به ترک وطن خویش گردید.  چهل سال زندگی در تبعید ذرّه‌ای از تعلّق‌ حضرتش به آن آب و خاک نکاست.  با لطف و عنایت مخصوص نسبت به هم‌وطنان خویش به تأسیس جامعه‌ای متّحد، پویا و مترقّی مرکّب از مردمانی با پیشینه‌های قومی و مذهبی متفاوت در آن مملکت پرداخت.  با ارسال الواح و اعزام معلّمین و ابلاغ پیام‌های مشفقانه توسّط کسانی که برای زیارت آن جمال منیر به زندان عکّا در ارض اقدس می‌شتافتند، ایرانیان را که به فرمودۀ مبارکش "به طراز قابلیّت و استعداد مزیّنند" در پرورش استعدادهای خدادادی خود مساعدت فرمود.
 
توفیقات درخشان نیاکان روحانی شما آن‌چنان بود که حال در سراسر عالم مردم از نورانیّت تعالیم الهی بهره‌مند می‌شوند.  قدم اوّل در این راستا تأکید شدید بر اخلاق و رفتار پسندیده است.  در نظر آن حضرت اخلاقیّات و روحانیّات شالوده‌ای است محکم برای هر جامعۀ پیشرو و اساسی است مستحکم برای حفظ و تعادل نظم اجتماعی و پیشبرد رفاه و ترقّی همگانی.  تعالیم بهائی به عنوان مثال این مفهوم را روشن می‌نماید که صداقت و امانت موجب افزایش توانایی جمعی، گسترش صنعت و اقتصاد و پیشبرد دیگر مشروعات مفید و سازنده است.  هیچ ملّتی بدون تهذیب اخلاق رستگاری نیابد ولی اگر اخلاقیّات حکم‌فرما باشد پیشرفت در جمیع مراتب قطعی است زیرا افکار روشن گردد، روابط فردی و جمعی تحکیم یابد، شجاعت اخلاقی تثبیت شود، علوم و فنون و خردگرایی ترویج گردد، تجارت توسعه پذیرد، رفاه مادّی و معنوی و آزادی و احترام همگان محور سیاست و ادارۀ امور قرار گیرد و در نتیجه ملّت خلق جدید شود.  ملاحظه فرمایید که امروز در سراسر جهان چه بسیار احزاب مختلف که مدّعی پیش‌گامی در بهبود اجتماع هستند ولی به علّت عدم تمسّک به صداقت و امانت، در واقع تیشه بر ریشۀ حیات اجتماع خود می‌زنند و عملکردشان مصداق این آیۀ قرآن کریم است که می‌فرماید "یخربون بیوتهم بأیدیهم."
 
پیام بیت ‌العدل اعظم خطاب به ستایندگان شکوه و جلال خداوندگار در سراسر عالم
 
(هیئت بین‌المللی ترجمه به زبان فارسی)
 
اکتبر  ۲۰۱۷
 
ستایندگان شکوه و جلال خداوندگار در سراسر عالم ملاحظه فرمایند
 
دوستان عزیز و محبوب،
 
گفتار را با بیان این حقیقت والا شروع می‌کنیم که اهل عالم همیشه مشمول نظر پروردگار خود بوده و هستند.  آن ذات منیع لایدرک در هر دوره‌ای از تاریخ با ارسال پیامبری به منظور اشاعۀ قوای محرّکۀ روحانی و اخلاقیِ لازم برای همکاری و پیشرفت انسان‌ها ابواب فضل و رحمت را به روی عالمیان گشوده است.  بسیاری از این مطالع انوار گم‌نام مانده‌اند ولی برخی در صفحات تاریخ می‌درخشند، نام‌شان هم‌چنان مورد احترام و ستایش می‌باشد، موجب تحوّل افکار گشته، مخازن علم و دانش را گشوده و الهام‌بخش پیدایش تمدّن‌ها بوده‌اند.‌‌‌  هر یک از این متبصّرین روحانی و اجتماعی و آینه‌های پاک فضایل اخلاقی در پاسخ به احتیاجات ضروری زمان خود، حقایق و تعالیمی را ارائه فرموده‌اند.  در شرایطی که جهان با دشوارترین چالش‌های خود رو به روست نام حضرت بهاءالله را که دویست سال پیش به عرصۀ وجود قدم نهادند با شعف و شادی به عنوان چنین شخصیّتی گرامی می‌داریم، شخصیّتی که تعالیمش براستی نوع بشر را به سوی دوران صلح و وحدتِ موعود هدایت خواهد کرد.
 
حضرت بهاءالله از ابتدای جوانی در نزد آشنایان و اطرافیان به نفسی که صاحب سرنوشتی خاصّ است اشتهار داشتند، متمایز به خصایل روحانی و حکمتی فردانی بودند گوئیا که انوار ملکوتی در وجودشان متجلّی بود.  در عین حال مجبور به تحمّل چهل سال رنج و مشقّت گردیدند از جمله تبعیدها و مسجونیّت‌های پی در پی به دستور دو سلطان مستبدّ، حملات وسیع برای لکّه‌دار کردن نام ایشان و محکوم نمودن پیروان‌شان، و خشونت و بی‌حرمتی و سوء قصد بی‌شرمانه به حیات مبارک‌شان.  حضرت بهاءالله همۀ این مشقّات را به دلیل محبّت بی‌منتها به نوع انسان و در نهایت روح و ریحان و بردباری و مدارا و با میل و رضا و با شفقت نسبت به ستم‌گران تحمّل فرمودند.  حتّی مصادرۀ کلّیّۀ متعلّقات دنیوی‌شان خاطر آن حضرت را نیازرد.  این پرسش ممکن است برای هر ناظری مطرح ‌شود که نفسی با محبّت تام نسبت به دیگران و در حالی که همواره مورد حمد و ستایش عمومی بوده، به نیکوکاری و بلندنظری اشتهار داشته و به دنبال هیچ قدرت سیاسی نبوده چرا می‌باید هدف چنین خصومت‌‌هایی واقع گردد.  دلیل مصائب وارده بر آن حضرت برای کسانی که با روال تاریخ آشنایی دارند البتّه کاملاً روشن می‌باشد.  ظهور پیامبران الهی در جهان بدون استثنا با مخالفت‌های شدید و خشونت‌بارِ صاحبان قدرت همراه بوده است.  امّا نور حقیقت خاموش‌ شدنی نیست و بنا بر این در زندگی این هیاکل فرابشری می‌توان فداکاری، شجاعت و دیگر اعمالی را مشاهده نمود که گواه اقوال‌شان است، نکته‌ای که در هر مرحله از حیات حضرت بهاءالله نیز عیان و آشکار می‌باشد.  حضرت بهاءالله علی‌رغم سختی‌ها‌ و مشقّت‌های بی‌پایان هرگز سکوت اختیار نکردند و به نزول کلام‌ مقتدر و نافذ الهی خود ادامه دادند — کلامی که با بصیرت دردهای عالم را تشخیص داد و درمان را تجویز نمود، کلامی که حامل عدالت بود و سلاطین و امرا را به وجود قوایی که بالمآل آنان را از سریر قدرت خواهد انداخت هشدار داد، کلماتی که روح را به اهتزاز آرد، منقلب و مصمّم نماید تا خویشتن را از خارستان نفس و هوی رها سازد، و کلماتی که صریح، جذّاب و مؤکّد است و می‌فرماید "لیس هذا من عندی بل من لدن عزیز علیم."  در بررسی زندگی چنین شخصیّتی آیا این پرسش پیش نمی‌آید که اگر این امر از جانب خدا نیست پس چه امری را می‌توان به خدا نسبت داد؟
شرط تازۀ رفع محرومیّت بهائیان از ورود به دانشگاه
 
از آغاز حکومت جمهوری اسلامی ایران تا حال، به علّت "تعصّبات خشک مذهبی و ملاحظات دنیویِ برخی از مراجع دینی" (1) هزاران بهائی از کار و تحصیل اخراج و محروم و چند هزار نفر به زندان محکوم و بیش از 220 نفر توسط جمهوری اسلامی ایران اعدام و اموال جامعۀ بهائی و نیز دارائی های چند هزار از ایشان مصادره و ده ها قبرستان ایشان ویران و علیه ایشان در رسانه ها نفرت پراکنی شده است. (2)
 
بیشتر در دو دهۀ اوّل حکومت، رفع تضییقات و ستم های فوق مشروط به تبرّیِ بهائیان از دیانتشان و تشرّف به اسلام بود! بعضی مسؤولین جمهوری اسلامی ایران در سه قوّۀ قضائیه و مقنّنه و مجریه با تأیید رهبری حکومت (3) صریحاً به بهائیان می گفتند از فرقۀ ضالّۀ بهائیّت کتباً توبه کنید تا اعدام نشوید، اموالتان مصادره نشود، از کار اخراج نشوید، وارد دانشگاه شوید، از زندان آزاد گردید، و...! امّا همین مسؤولین در مجامع جهانی از جمله سازمان ملل ادّعا می کردند کسی در جمهوری اسلامی ایران به خاطر عقایدش از حقوق شهروندی محروم نمی شود و با بهائیان به خاطر جاسوسی و اقدام علیه امنیّت ملّی و ضدّیت با اسلام برخورد می شود!
 
از موارد اخیر ستم های فوق که دقیقاً به خاطر عقاید دینی برای چندمین بار تکرار شده، جلوگیری از ورود جوانان بهائی به دانشگاه است. جوانان بهائی که در نُه سال اخیر اجازۀ شرکت در کنکور سراسری را یافته اند، امسال نیز در کنکور 1396 شرکت کرده بودند، ولی مانند هشت سال گذشته، تا حال بیش از 115 نفرشان علیرغم صحّت ثبت نامشان با حیلۀ تکراری "نقص پرونده" مواجه و از ورود به دانشگاه محروم شدند. (4) در بعضی سال ها مثل سال 2007 میلادی بیش از 700 نفر از 1000 نفر بهائی شرکت کننده در کنکور سراسری، با دسیسۀ "نقص پرونده" از ورود به دانشگاه محروم شدند و باقی نیز در ترم های مختلف بتدریج اخراج گردیدند! (5)
 
امّا علیرغم همۀ دسیسه ها و حیله های بکار رفته، طبق اسناد و شواهدی که دیگر کاملاً برملا شده، نه "نقص پرونده" بلکه نَفْسِ "بهائی بودن" علّتِ اصلی محرومیّت ایشان بوده و هست. از جمله مهم ترین این شواهد، سند محرمانۀ "شورای عالی انقلاب فرهنگی" در سال 1369 است که ضمن سیاست گذاری و تعیین خط مشی برای اقدامات مشخصِّ مصوّب علیه کلّ جامعۀ بهائیان ایران در همۀ زمینه های زندگی و حقوق شهروندی، در بند مربوط به دانشگاه در سند مزبور آمده: "در دانشگاه ها چه در ورود و چه در حین تحصیل چنانچه احراز شد بهائی‌اند از دانشگاه محروم شوند."
 
اظهارات رسمی آقای دکتر سیّد مرتضی نوربخش نیز که دارای 22 عنوان سوابق اجرائی از جمله "ریاست دبیرخانه هیئت مركزی گزینش دانشجو" و "عضو هیئت علمی سازمان سنجش آموزش کشور" است، از دیگر شواهد آشکار علت اصلیِ محرومیّت بهائیان از تحصیلات عالیه است. ایشان "در سی و نهمین نشست معاونان آموزشی دانشگاه‌های كشور كه در دانشگاه كردستان برگزار شد، گفت: دانشجویان ادیان ساختگی و اقلیت‌های غیر رسمی كشور [حکومت جمهوری اسلامی ایران دین بهائی را ساختگی و فرقه ای ضالّه می داند و می نامد و لذا آن را جزء اقلیت های دینی رسمی در قانون اساسی به حساب نیاورده است. (6) ] حقّ تحصیل در دانشگاه‌ها را ندارند و اگر در دانشگاهی تحصیل می‌كنند باید برای تأیید صلاحیت به هیئت مركزی گزینش دانشجو فرستاده شوند. وی گفت: پرونده‌های دانشجویان ادیان و اقلیت‌های مذهبی غیر رسمی كه در دانشگاه‌های كشور مشغول به تحصیل هستند برای تأیید صلاحیت عمومی باید به هیئت مركزی گزینش دانشجو ارسال شود... هیئت مركزی گزینش دانشجو بر اساس مصوّبات "شورای عالی انقلاب فرهنگی" وظیفۀ بررسی صلاحیّت عمومی دانشجویان را برعهده دارد. (7)