خبر نامه ولوله در شهر

رای شروع یا قطع اشتراکتان در خبرنامه سایت، آدرس ایمیل خود را در ذیل وارد کنید.

همزمانی محتوا

شبکه های اجتماعی

 
پیام نوروز ۱۳۹۳
 

یاران و یاوران باوفای جمال اقدس ابهی در سرزمین مقدّس ایران ملاحظه فرمایند

تحیّات خالصانه و تبریکات صمیمانهء خود را به مناسبت فرارسیدن نوروز فیروز و آغاز بهار دل‌افروز به یکایک شما خواهران و برادران عزیز روحانی و به کلّیّهء مردم شریف ایران تقدیم می‌داریم.  اخبار خوش استقبال پرشور جوانان برومند آن سرزمین از پیام مورّخ ۹بهمن ۱۳۹۲این جمع و پویایی جامعهء اسم اعظم در مهد امر الله موجب نهایت سرور و حبور این مشتاقان گردید.  در آستانهء سال نو دست شکرانه به درگاه خداوند بی‌مانند بلند می‌نماییم که الحمد لله شما دل‌دادگان روی جانان علی‌رغم ظلم و ستم فراوان و محدودیّت‌های بی‌پایان در مسیری گام برمی‌دارید که آرزوی حضرت عبدالبهاء برای احبّای عزیز ایران بود:  "…جمیع شب و روز به آنچه سبب عزّت ابدیّهٴ ایرانست پردازند و در تحسین اخلاق و آداب و بذل همّت و مقاصد ارجمند و الفت و محبّت و ترقّی و اتّساع صناعت و زراعت و تجارت سعی بلیغ و جهد عظیم مبذول دارند."  در اعتاب مقدّسۀ علیا موفّقیّت بیش از پیش شما عزیزان را در میدان خدمت مسئلت می‌نماییم.

                                                                                    [امضا:  بیت العدل اعظم]
 
برگرفته از: http://mesbahyazdi.ir/node/5030
 
محمدتقی مصباح یزدی:برابری بهائیان‌ و‌ مسلمان خلاف‌ اسلام است.
 
... اینكه امام (ره) مثلا می‌فرمایند میزان رأی ملت است، نه به این معنا كه اگر ملت دیگر اسلام را نخواستند، ما هم اسلام را كنار بگذاریم، بلكه از آنجا كه آنچه در ادبیات سیاسی امروز ملاك عمل قرار گرفته، رأی مردم است، امام (ره) برای اقناع طرف‌های مقابل، به رأی مردم استدلال می‌كنند. لذا امروز هم اگر رهبری از حقوق بشر و نقض حقوق بشر در غرب سخن می‌گویند نه به دلیل این كه حقوق بشر غربی را پذیرفته باشند، بلكه از باب جدال و استفاده از مقبولات آنها برای اقناع آنهاست.
 
وی ادامه داد: لذا همواره اصل، اسلام است و حقوق بشر غربی و حقوق شهروندی به معنای برابری مسلمان و بهائی، ربطی به اسلام ندارد، چرا كه حقوق بشر و حقوق شهروندی به معنایی كه در غرب تعریف شده با روح اسلام و قانون اساسی و حرکت امام (ره)، كاملا مخالف است. مردم كشور نیز به خاطر اسلام، این همه شهید و كشته داده و سختی‌ها را تحمل كردند و لذا هرچه با اسلام مخالف باشد را نمی‌پذیرند. هرچند كسانی هم كه مسلمان نیستند، در سایه نظام اسلامی محترم بوده و دارای حقوقی هستند كه اسلام برای آنها قرار داده است.
 
وی ادامه داد: لذا اسلام، هرگز یك یهودی و مسلمان را مساوی نمی‌داند، هرچند حقوقی را برای یهودی هم در نظر می‌گیرد، اما این به معنای تساوی آنها در همه حقوق نیست. گاه عده‌ای نام شهروند درجه دوم بر آن می‌گذارند. هر اسمی می‌خواهند بگذارند، اما این واقعیت را تغییر نمی‌دهند.
 
علامه مصباح ادامه داد: در واقع همین مسأله بود كه سبب شروع نهضت اسلامی شد، چرا كه اسدالله علم، تصویب كرد كه لازم نیست قید مسلمان برای انتخاب شونده وجود داشته باشد و به جای قسم خوردن به قرآن كریم، نمایندگان مجلس بتوانند به هر كتاب آسمانی قسم بخورند و امام با تكیه بر همین مسأله و انتقاد از آن، نهضت را شروع كرد و معتقد بود این آغاز حذف اسلام است.
 
عضو خبرگان رهبری خاطر نشان كرد: اینكه حالا عده‌ای بیایند و حقوق شهروندی را مطرح كرده و خواستار تساوی همگان از بهائی و یهودی و مسلمان و. . شوند به این معناست كه بعد از گذشت ٥٠ سال و شهادت صدها هزار نفر در این راه و تحمل رنج‌ها، شكنجه‌ها و گرفتاری‌ها، دوباره وضع به همان حالتی برگردد كه امام (ره) به خاطر آن قیام كرد و این هرگز پذیرفتنی نیست.
توهین بهائی ستیزان به حضرت محمّد (ص)
 
بهائی ستیزان در سایت های خود از جمله نوشته اند: «وحشی دانستن شهروندان ترک و اهانت به آنان (اسرار الآثار، ج ۲ ص ۱۵۴، ذیل کلمۀ ترک) در توقیعی خطاب به حاجی میرزا آقاسی است: اُترُکِ التُّرُوکَ وَلَو کانَ اَبُوکَ اِن اَحَبّوکَ اَکَلُوکَ وَ اِن اَبغَضُوکَ قَتَلُوکَ [یعنی] از ترک زبانان دوری کن و فاصله بگیر، اگر چه پدرت باشد که اگر دوستت بدارد خواهدت خورد و اگر دشمن بدارد خواهدت کشت!» (۱)
 
غافل از آن که این بیان از حضرت باب نیست و از احادیث اسلامی منتسب به رسول اکرم (ص) است! به این ترتیب است که بهائی ستیزان به علت بغض و دشمنی ای که با ادیان بابی و بهائی دارند، چشمانشان از دیدن حقایقی چنین آشکار بسته مانده، ناخواسته به حضرت محمّد (ص) توهین و اعتراض کرده اند!
 
البتّه این اوّلین بار نیست که اینان چنین دسته گل هائی به آب داده، اشتباهاتی چنین فاحش مرتکب شده اند. از جمله موارد جالب چنین اشتباهات و توهین غیر مستقیم به رسول خدا و ائمۀ اطهار، مواردی است که در مقاله ای با عنوان «توهین "فصل نامۀ تاریخی وسیاسی ویژۀ بهائیت" به امام جعفرصادق (ع)!» ذکر شده است. (۲) از جملۀ این دسته گل ها: «موردی است كه فصل نامۀ تاریخی و سیاسی شمارۀ ۱۷ ویژۀ بهائیت چاپ تابستان ۱۳۸۶، درمقاله ای ازآقای احسان الله شكراللهی طالقانی تحت عنوان «خشت اول: بازشناسی و بازخوانی اسناد و نسخه های توبه نامۀ سیّد علی محمّد باب، به آب داده است! جناب احسان الله شكراللهی طالقانی درمقالۀ مزبورضمن آوردن نقل قولی منتسب به حضرت باب كه فرموده اند: "... صفحۀ عربی به جهت خلاصی كل عرض شده به نظرشریف خواهد رسید كه ثَلِجُ الفُؤاد و ساكنُ القلب باشند..."، در یادداشت شمارۀ ۱۵ درصفحۀ ۱۷۵ فصل نامۀ مزبور چنین افاضات فرموده اند: استاد حائری این تركیب ثَلِجُ الفُؤاد یا برف قلب را تركیبی بسیارضعیف و نازل در زبان عربی دانسته اند كه مفهومی شبیه دل خنك كردن را از آن می جسته و این خود یكی از نشانه های بی سوادی و كم مایگی سیّدعلی محمّد باب است. غافل از آن كه اصطلاح ثَلِجُ الفُؤاد را قبل ازحضرت باب، ائمۀ اطهار به كار برده اند! ازجمله امام صادق (ع) دركتاب مشهور شیعیان، اصول كافی، جلد ۳، ص ۲۸۶، بابِ تَفریجُ كَربِ المُؤمن (گشودن گرفتاری مؤمن) می فرمایند: مَن نَفّسَ عَن مؤمِنٍ كُربَةً نَفّسَ اللهُ عَنهُ كُرَبَ الآخِرَةِ وَخَرَجَ مِن قَبرِهِ وَهُوَ ثَلِجُ الفُؤادِ... [یعنی] كسی كه مؤمنی را از گرفتاری نجات دهد، خدا او را از گرفتاری های آخرت نجات بخشد و از گورش با دل خنك شده و مسرور درآید...» (۳)

پیام بیت العدل اعظم

١١  شهرالسّلطان  ١٧٠
۹  بهمن  ١۳۹۲
جوانان عزیز و برومند بهائی در مهد امر الله ملاحظه فرمایند
یک سال پیش در چنین ایّامی از جوانان بهائی در سراسر عالم دعوت نمودیم تا در بارۀ نقش مهمّ خود در فرایند احیای عالم و اتّحاد امم به تفکّر پردازند و به صفّ اوّل خادمان نوع بشر پیوندند.  هم‌چنین یادآور شدیم که بی‌شمارند دیگر نفوسی که هم‌چون جوانان بهائی مشتاق وقف زندگی خود به بنای جهانی متّحد، مرفّه و عدالت‌پرور می‌باشند.  سپس آنان را تشویق نمودیم تا در معیّت دوستان نزدیک‌شان برای تعمّق در مورد این مسئولیّت خطیر در یکی از ١١٤ کنفرانس‌ تاریخی و بی‌سابقه‌ای که در قارّات مختلف برگزار می‌شد شرکت جویند.
حضور در این کنفرانس‌ها فرصت گران‌بهایی برای جوانان پیش آورد تا به توانایی‌های شگفت‌انگیز و قابلیّت‌های بی‌نظیری که مختصّ سنّ جوانی است بیندیشند و در بارۀ اثرات نامطلوب نیروهایی تأمّل نمایند که در این برهه از زمان نسل جوان را شدیداً تحت فشار قرار می‌دهد تا آنان را در دام مصرف‌گرایی گرفتار سازد، از تمسّک به ارزش‌های عالی انسانی و خدمت به نوع بشر باز دارد، از تلاش سازنده در جهت ایجاد تحوّلات بنیادین اجتماعی مأیوس نماید، و از ایمان به توان‌مندی‌های بی‌کران خود منصرف کند.  شرکت‌کنندگان در این گردهمایی‌ها هم‌چنین به اندیشه پرداختند که چگونه می‌توان با پیامدهای این نیروهای منفی رویارویی نمود، چگونه می‌توان روابط دوستی و صمیمیّت برقرار ساخت و اتّحاد و اتّفاق ترویج داد، چگونه باید خود را با افکار و آرمان‌هایی مجهّز نمود تا بتوان با مساعی همگانی به تأسیس جهانی نو توفیق یافت که در عین تنوّع، به طراز صلح و صفا و یگانگی و رخا آراسته باشد.
یکی از دستاوردهای این فرقه های افراطی برای تشیع
ماهاتیر محمد نخست وزیر سابق مالزی در یک سفر دوره­ای به ایران، از جمهوری اسلامی ایران خواست تا در مالزی برای تبلیغ اسلام و مبارزه با فرقه ضاله بهاییت به آنها کمک کند. چون منشا بهاییت در ایران بود و بهایی ها یکی از مراکز اصلی شان در مالزی قرار دادشت و از آنجا نیرو می گرفتند. اما از حدود چهار سال قبل، به دلیل فعالیت های جریان شیرازی ها در مالزی و مبارزه رسمی با خلفا، به دعوای میان شیعه و سنی چنان دامن زدند که به شعار نویسی های خیابانی انجامید و این مساله باعث شد، ماهاتیر محمد که تا دیروز از جمهوری اسلامی دفاع می کرد، چند ماه قبل نسبت به خطر گسترش شیعه در مالزی هشدار داد و خواستار مبارزه با شیعیان به عنوان یک فرقه ضاله شد.
منبع: سایت خط امام
 
پیام ۵ دسامبر ۲۰۱۳
ترجمه‌ای از پیام بیت ‌العدل اعظم الهی خطاب به بهائیان جهان (از:  مرکز جهانی بهائی)
٥  دسامبر  ۲۰۱۳
ستایندگان اسم اعظم در سراسر عالم ملاحظه فرمایند
دوستان عزیز و محبوب،
حضرت عبدالبهاء یکصد سال پیش در پایان "مسافرت پر عزّت و حشمت" خود به کشور مصر و دیار غرب در چنین روزی به ارض اقدس مراجعت نمودند و همانند هنگام آغاز مسافرت، از هر گونه تشریفات و مراسم پر سر و صدا اجتناب ورزیدند.  امّا در سالیان بین عزیمت و بازگشت آن حضرت، دوره‌ای پراهمّیّت در تاریخ امر مبارک بسط یافته بود، دوره‌ای که حضرت ولیّ عزیز امر الله آن را "فصل مشعشعی" توصیف نمودند که طیّ آن "بذر امکاناتی فوق تصوّر به ید قدرت نفس نفیس مرکز میثاق در بعضی از اراضی حاصل‌خیز غرب افشانده شده بود."
حکایات مربوط به مسافرت‌های حضرت عبدالبهاء و نفوذ آن حضرت بر نفوسی که به موهبت ملاقات با ایشان فایز شدند بی‌شمار است.  افرادی که از شدّت اشتیاقِ وصول به فیض حضور مبارکش به طرقی خارق‌‌العاده — با قایق، پای پیاده، یا حتّی با آویزان شدن به میله‌های زیر قطار — متوسّل شدند و به سویش شتافتند نام خویش را در خاطر نسل‌های آینده از کوچک و بزرگ، جاودان نمودند.  گواهی نفوسی که در اثر یک برخوردِ هر قدر مختصر با مولای محبوب‌شان، گاهی تقریباً بدون ذکر کلامی، تقلیب ‌شدند هم‌چنان روح را به اهتزاز می‌آورَد.  عمومیّت آیین مقدّس بهائی در تنوّع وسیع گروه‌هایی که به حضور می‌پذیرفتند — اعمّ از غنی و فقیر، سیاه و سفید، بومی و مهاجر ‌‌‌‌‌‌‌— به وضوح به چشم می‌خورد.  قلم و زبان از توصیف توفیقات عظیمۀ حضرت عبدالبهاء در طول این اسفار قاصر است.  بذرهای فراوانی که آن حضرت افشاندند و از طریق مکاتبات وسیع خود که تا پایان حیات عنصری ایشان ادامه داشت آن را پرورش دادند، به صورت جامعه‌ای ثابت‌قدم شکوفا گشت که توانست بار عظیم وظایف سال‌های بعد را حمل نماید، اوّلین ساختارهای تشکیلات ملّی بهائی را تأسیس کند، و در جهت تحقّق آمال مولای محبوب برای گسترش تعالیم الهی به هر شهر و دیار، شروع به اقدام نماید.
   

 در پاسخ اکاذیب و توهین های سیمای جمهوری اسلامی ایران: 

موضوع طرد در جامعۀ بهائی

 

 
در ۲۸ آذر ۱۳۹۲ ساعت ۸ و ۴۵ دقیقه شب برنامه ای از شبکۀ خبر سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شد که در آن اکاذیب و افترائات تکراریِ توهین آمیزی دربارۀ دیانت بهائی و جامعۀ بهائی مطرح گردید. البته این اوّلین باری نیست که صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران چنین می کند. در این برنامه که معمولا چند بار تکراراً پخش می شود، از چند نفر بهائی نیز که از جامعۀ بهائی بیرون رفته اند استفاده شده بود که دروغ ها و توهین هایی را که دربارۀ دین بهائی به ایشان القا شده بود بگویند. از جمله مواردی که در این برنامه مطرح شد و موضوع این مقاله است، مسألۀ طرد بعضی بهائیان از جامعۀ بهائی بود که توسط تهیه کنندۀ برنامه و شرکت کنندگان، از آن به شکلی تحریف شده و مخوف یاد شد.

باقی مواردِ دروغ ها و تهمت ها و افترائات شرم آور و توهین آمیزی که در این برنامه مطرح گردید- از جمله اینکه «بهائی یعنی جامع جمیع کمالات حیوانی» و یا این که زنا کردن با پرداخت پول در جامعۀ بهائی آزاد و مورد استقبال است- بقدری سخیف و تکراری است و پاسخ آن بارها توسط بهائیان داده شده، که فعلاً لزومی به پاسخی جدید نمی بینیم. امّا صرف نظر از پاسخ هایی که بارها داده شده، نمی توان از ذکر این نکتۀ مهم گذشت که اشاعۀ این قبیل اکاذیب و توهین های سخیف به دیانت بهائی و جامعۀ بهائی از نظر حقوقی و قانونی نیز مستلزم پیگرد قانونی است و اگر در ایران حقوق بشر و حقوق شهروندی و آزادی وجدان و عقیده رعایت و اجرا می شد، قطعاً صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران و برنامه سازان و شرکت کنندگان در چنین برنامه هایی، مجرم محسوب می شدند. امّا چه می توان گفت که اینجا جمهوری اسلامی ایران است و رعایت حقوق بشر، به شهادت چند ده قطعنامۀ کمیسیون و شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در ۳۷ سال اخیر در محکومیت جمهوری اسلامی ایران، مفهومی ندارد و معمول نیست! نه تنها در مورد بهائیان، بلکه در مورد سایر اقلیت های مذهبی اسلامی و غیر اسلامی و اقلیت های قومی و نیز هر دگراندیشی، و نه تنها در مورد ایشان، که در مورد خود شیعیان و حتی کسانی نیز که در زمرۀ اجزاء حکومت بوده یا هستند، معمول نیست!  
 
به رغم وعده های زیاد، ایران به نقض حقوق بشر ادامه می دهد - گزارش سازمان ملل
۰۱ آبان ۱۳۹۲ (۲۳ اکتبر ۲۰۱۳)
جامعۀ جهانی بهائی، سازمان ملل - طبق گزارشی که دیروز از طرف کارشناس سازمان ملل در مورد حقوق بشر منتشر شد، به رغم وعده‌های زیادی که اخیراً ایران برای بهبود کارنامۀ حقوق بشرخود داه است، شواهد قابل توجّهی در تغییر اوضاع ملاحظه نمی‌شود.
آقای احمد شهید، گزارشگر ویژۀ سازمان ملل در بارۀ حقوق بشر گفت: "اوضاع حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران بدون هیچ نشانی از بهبود، همچنان بسیار نگران‌کننده است."
دکتر شهید، با ذکر چندین مورد، نگرانی خود را در بارۀ شمار زیاد اعدام‌ها، ادامۀ تبعیض علیه زنان و اقلیتهای قومی، شرائط بد زندان‌ها، و محدودیت در آزادی بیان و آزادی مراوده اعلان کرد.
او همچنین گفت که اقلیتهای دینی در ایران، از جمله بهائیان، مسیحیان، مسلمانان سنی، و دیگران "به طور روزافزون در معرض انواع تبعیض های قضائی، در زمینه‌هایی مانند اشتغال و آموزش قرار دارند و اغلب با بازداشت خودسرانه، شکنجه، و بدرفتاری روبرو هستند."
 
پیام ٥ شهریور ١٣٩٢
 
٨ شهرالاسماء ١٧٠
 
٥ شهریور ١٣٩٢
 
یاران و یاوران باوفای جمال اقدس ابهی در مهد امر الله ملاحظه فرمایند
 
خبر قتل جناب عطاءالله رضوانی موجب حزن و اندوه عمیق این جمع شد.  این عمل شنیع قلب هر انسانی را مشحون از تأسّف و تحسّر می‌نماید و موازین بشری، بدون شک، آمرین و عاملین آن را محکوم می‌کند.  آنان که در پی جاه و مقام می‌کوشند تا با ریاکاری به اسم دین و ایمان بذر نفرت و جدایی در قلوب بکارند و با گفتار و رفتار تحریک‌آمیز خود ارتکاب چنین جنایتی را ممکن می‌سازند نیز مسئولیّت این جرم را به عهده دارند و در این گناه سهیم‌اند.  البتّه واقفیم که اکثریّت ایرانیان عزیز این عمل فجیع را تقبیح می‌کنند، از ظلم و ستم بیزارند و انزجار خود را نسبت به هر نوع تفرقه‌افکنی اعلان می‌دارند.
 
بهائی آزاری؛ پیش از کودتا تا پس از آن
 
مینا یزدانی
 
مدرس تاریخ در دانشگاه کنتاکی شرقی
 
 
پیامد کودتای ۱۳۳۲ برای بهائیان ایران، بهائی آزاری های سال ۱۳۳۴ بود. پیش از کودتا، به خصوص در سراسر دهۀ ۱۳۲۰، آزار بهائیان با نفوذ و اعمال فشار روحانیون و مسلمانان تندرو، و "رفتار سراسر مجامله و تعلل و قصور دولت با آن" صورت می گرفت. (پاکدامن ۸)
 
پس از کودتا، در رویدادهای سال ۱۳۳۴، بهائی آزاری با "ادای دین" شاه یا "پاداش" او به روحانیونی که در کودتا و بازگرداندن او به تخت یاری رسانده بودند، با همکاری بین نیروهای حکومتی و مذهبی انجام شد.
 
درک علل آنچه در کمتر از دو سال پس از کودتا، به عنوان پاداشی برای دست اندرکاران و پشتیبانان آن کودتا، بر سر بهائیان ایران رفت، مستلزم نگاهی به وضعیت ایشان در دهۀ بیست و سالهای اولیه دهۀ سی شمسی است.
 
اوضاع این دوران مصداق سخن روی متحده استاد دانشگاه هاروارد است که می گوید در سراسر تاریخ جامعه بهایی ایران، هرگاه حکومت دچار مشکل بود یا به علما احتیاج داشت، اجازۀ آزار بهائیان را می داد. (متحده ۲۳۹)
 
پس از شهریور ۱۳۲۰، با کناره گیری رضا شاه، علمای شیعه تجدید قوا کردند و سازمان های اسلامی و هیئت های مذهبی فراوانی برای مبارزه با بهائیان، طرفداران کسروی و مادیگرایان تشکیل شد. (توکلی ۹۰-۱۰۴؛ جعفریان ۱۲-۳۰)